مکانیزم ماشه، بحران اقتصادی و نقش روابط عمومیها
علیرضا لرک- کارشناس روابط عمومی و رسانه
مکانیزم ماشه یا اسنپبک بالاخره توسط تروئیکای اروپایی اجرایی شد و ایران ۳۰ روز فرصت دارد تا از آن جلوگیری کند. اسنپبک سازوکاری حقوقی در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل است که به طرفهای برجام اجازه میدهد در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، تحریمهای بینالمللی را بهصورت خودکار بازگردانند. این مکانیزم، به دلیل پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهاش، میتواند تأثیرات عمیقی بر اقتصاد ایران و بهتبع آن کسبوکارها داشته باشد. در این میان، روابط عمومیها بهعنوان حلقه اتصال سازمانها با مخاطبان، نقش کلیدی در مدیریت بحرانهای ناشی از این مکانیزم و حفظ پایداری کسبوکارها ایفا میکنند.
تأثیرات مکانیزم ماشه بر اقتصاد و کسبوکارها
فعالسازی مکانیزم ماشه میتواند با بازگرداندن تحریمهای بینالمللی، اقتصاد ایران را با چالشهای جدی مواجه کند. این چالشها شامل کاهش صادرات نفت (تا ۷۰۰ هزار بشکه در روز، معادل ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار زیان سالانه)، محدودیت در دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی مانند سوئیفت، افزایش هزینههای انتقال پول (۵ تا ۱۰ درصد) و کاهش سرمایهگذاری خارجی است. این محدودیتها بهطور مستقیم بر کسبوکارها، بهویژه در بخشهای صادراتمحور مانند نفت، پتروشیمی، و صنایع، تأثیر میگذارند و میتوانند به کاهش سودآوری، افزایش هزینههای تولید، و بیثباتی در بازارهای داخلی منجر شوند.
علاوه بر این، اثرات روانی این مکانیزم، مانند افزایش انتظارات تورمی و نوسانات ارزی، میتواند رفتار مصرفکنندگان و سرمایهگذاران را تغییر دهد. برای مثال، فعالسازی این مکانیزم میتواند به افزایش تقاضا برای دلار و طلا، کاهش شاخص بورس و فرار نقدینگی به بازارهای موازی مانند مسکن منجر شود. این شرایط، فضای کسبوکارها را با نااطمینانی و ریسکهای سیستماتیک مواجه میکند.
نقش روابط عمومی در مدیریت بحران
روابط عمومیها با توجه به اینکه بیشتر آثار اجرای مکانیزم ماشه روانی است، میتوانند بهعنوان ابزاری استراتژیک برای کاهش اثرات بار منفی روانی مکانیزم ماشه و تقویت جایگاه کسبوکارها عمل کنند.
- مدیریت انتظارات و کاهش اثرات روانی: روابط عمومیها میتوانند با اطلاعرسانی شفاف و بهموقع، از ایجاد هراس در بازار و افکار عمومی جلوگیری کنند. برای مثال، انتشار تحلیلهای دقیق و مبتنی بر واقعیت درباره تأثیرات محدود مکانیزم ماشه با توجه به اینکه بسیاری از تحریمها پیشخور شدن به کاهش نوسانات غیرمنطقی در بازار کمک کند.
- تقویت اعتماد عمومی و حفظ برند: در شرایط بحران، حفظ اعتماد مشتریان و ذینفعان حیاتی است. روابط عمومیها با تأکید بر نقاط قوت کسبوکار، مانند بومیسازی خدمات یا استفاده از راهکارهای جایگزین برای دور زدن تحریمها (مانند تجارت تهاتری یا همکاری با کشورهای همسایه)، میتوانند جایگاه برند را تقویت کنند.
- ارتباط مؤثر با ذینفعان: روابط عمومیها میتوانند با ایجاد کانالهای ارتباطی قوی با مشتریان، تأمینکنندگان و حتی نهادهای دولتی، هماهنگی لازم برای تداوم فعالیتهای تجاری را فراهم کنند. این امر بهویژه در استارتاپها و کسبوکارهای دیجیتال که به شدت به نقلوانتقال مالی وابستهاند، اهمیت دارد.
- استفاده از شبکههای اجتماعی برای تعامل: با توجه به تمایل بالای مخاطبان به حضور در شبکههای اجتماعی (۶۱ درصد کاربران ترجیح میدهند از این طریق با برندها تعامل کنند)، روابط عمومیها میتوانند از این پلتفرمها برای اطلاعرسانی، جلب اعتماد و هدفگذاری مجدد محتوا استفاده کنند. این رویکرد بهویژه در زمان بحرانهای اقتصادی میتواند اثرات روانی تحریمها را خنثی کند.
- مشاوره استراتژیک و پیشبینی ریسک: روابط عمومیها میتوانند با همکاری تیمهای بازاریابی و تحلیلگران اقتصادی، استراتژیهای بومیسازی و برنامهریزی هوشمندانه برای کاهش ریسکهای ناشی از تحریمها ارائه دهند. این شامل شناسایی بازارهای جدید، تقویت روابط با شرکای تجاری منطقهای، و استفاده از ارزهای غیردلاری است
- مدیریت بحران روانی: استفاده از کمپینهای رسانهای برای کاهش ترس عمومی و تشویق به رفتارهای اقتصادی منطقی یکی دیگر از راهکارهایی است که روابط عمومیها میتوانند کسب و کار خود را از ضررهای هیجانات بازار دور نگه دارند.
نکته پایانی بر این است که در این مواقع سرعت عمل برای پیادهسازی یک استراتژی استوار از اهمیت بالایی برخودار است. مکانیزم ماشه، اگرچه تهدیدی جدی برای اقتصاد ایران به نظر میرسد، اما بخش عمده تأثیرات اقتصادی آن به دلیل تحریمهای پیشین آمریکا پیشخور شده است. با این حال، اثرات روانی و سیاسی آن میتواند چالشهایی برای کسبوکارها ایجاد کند. روابط عمومیها در این شرایط نقشی محوری دارند: از مدیریت انتظارات و کاهش نااطمینانی گرفته تا تقویت جایگاه برند و ایجاد راهکارهای خلاقانه برای حفظ پایداری اقتصادی. با برنامهریزی هوشمندانه و استفاده از ابزارهای ارتباطی مدرن، کسبوکارها میتوانند نهتنها از این بحران عبور کنند، بلکه فرصتهایی برای رشد و نوآوری نیز بیابند.