در ویژهنامه «مدیریت» شهریورماه ۱۴۰۵، نیلوفر دولتیان با بررسی مفهوم «هدف سازمانی» نشان میدهد که قرار دادن هدف و سودآوری در دو سوی یک مناقشه، یکی از خطاهای رایج در نگاه به استراتژی است. از یک سو، سازمانی که تنها بر سود سهامداران متمرکز است، ممکن است بهتدریج ستاره راهنمای خود را برای تصمیمگیری از دست بدهد و نتواند برای کارکنان و سایر ذینفعان، معنایی فراتر از کسب درآمد ایجاد کند. از سوی دیگر، هدفهایی که بیش از حد آرمانگرایانهاند و با نیازهای واقعی بازار و فعالیت روزمره سازمان ارتباط ندارند، در عمل به بیانیههایی زیبا اما کماثر تبدیل میشوند.
این مقاله بر این ایده استوار است که هدف و سودآوری رقیب یکدیگر نیستند، بلکه دو جزء مکمل یک مدل همسویی استراتژیکاند. هدف، چرایی وجود سازمان و تعریفکننده معنای موفقیت است و سودآوری، یکی از مهمترین معیارهای سنجش این موفقیت در بازار به شمار میرود. بنابراین، مسئله اصلی برای رهبران این نیست که «هدف را انتخاب کنیم یا سود را»، بلکه این است که چگونه هدفی را تعریف کنند که بتواند در بازار ارزش واقعی ایجاد کند و سپس استراتژیای بسازند که این هدف را به نتایج اقتصادی پایدار تبدیل کند.
یکی از نکات کلیدی مطلب، نقش اعتبارسنجی هدف از طریق تقاضای واقعی بازار است. نیلوفر دولتیان توضیح میدهد که یک هدف، صرفاً به این دلیل که معنادار یا الهامبخش به نظر میرسد، الزاماً هدف مناسبی برای یک سازمان نیست. ارزش آن زمانی اثبات میشود که مشتریان حاضر باشند برای محصولات و خدماتی که در راستای آن ارائه میشوند، هزینه کنند و بازار نیز به آن پاسخ مثبت دهد. در غیر این صورت، سازمان ممکن است در دام تفکر آرزومندانه گرفتار شود؛ یعنی استراتژیای را دنبال کند که با آنچه واقعاً در بیرون از سازمان رخ میدهد، همخوانی ندارد.
در ادامه، مقاله یک چارچوب روشن برای انتخاب مسیرهای کسبوکار پیشنهاد میکند که در آن، دو پرسش همزمان مطرح میشوند: «آیا این فعالیت با هدف سازمان همسوست؟» و «آیا برای آن تقاضای بیرونی وجود دارد؟» حاصل این دوگانه، چهار وضعیت متفاوت است. همسویی همزمان هدف و بازار، بهترین بستر برای عملکرد پایدار را ایجاد میکند؛ اما هدف بدون تقاضا به تفکر آرزومندانه منجر میشود و فعالیتهایی که صرفاً بر فرصت کوتاهمدت و سود متمرکزند، بدون داشتن یک هدف روشن، سازمان را به سمت بیثباتی و بیهمسویی راهبردی سوق میدهند.
در نهایت، نیلوفر دولتیان بر این نکته تأکید میکند که همسویی استراتژیک نه یک وضعیت خودکار، بلکه نتیجه گفتوگو و انتخاب مستمر رهبران سازمان است. هدف باید روشن، قابلفهم و معنادار باشد؛ اما همزمان لازم است در واقعیت بازار اعتبار خود را ثابت کند. از این منظر، سازمان موفق نه شرکتی است که صرفاً برای سود فعالیت میکند و نه سازمانی که به آرمانهای بدون پشتوانه بازار تکیه دارد؛ بلکه سازمانی است که چرایی وجود خود را به انتخابهای روشن، ارزش واقعی برای مشتری و نتایج اقتصادی پایدار متصل میکند.
این مطلب یکی از مقالات ویژهنامه «مدیریت» شهریورماه ۱۴۰۵ است که به موضوع استراتژی، هدف سازمانی، سودآوری و چگونگی ایجاد همسویی میان نیازهای بازار و مأموریت سازمان میپردازد.
📖 برای مطالعه کامل این مطلب و دیگر مطالب ویژهنامه «مدیریت»، فایل PDF این شماره را از لینک زیر دریافت کنید:








