این مطلب به نقش شاخصهای کلیدی عملکرد زیستمحیطی در شناسایی، ارزیابی و مدیریت ریسکها و فرصتهای مرتبط با محیطزیست میپردازد و بررسی میکند که چگونه سازمانها میتوانند با بهرهگیری از دادهها و یافتههای علمی، استراتژیهای خود را با محدودیتها و ظرفیتهای نظام زمین همسو کنند. در این مقاله، «مرزهای نظام زمین» (ESBs) بهعنوان چارچوبی علمی برای درک بهتر پیامدهای فعالیتهای اقتصادی بر آبوهوا، تنوع زیستی، منابع آب، چرخه مواد مغذی و دیگر مؤلفههای حیاتی سیاره معرفی شدهاند.
مقاله همچنین نشان میدهد که استفاده از این شاخصها میتواند به ایجاد درک مشترک از مسائل پایداری، پیوند دادن اقدامات پراکنده زیستمحیطی و فراهم کردن مبنایی علمی برای تصمیمگیری و برنامهریزی بلندمدت کمک کند. در ادامه، تجربه شرکتهایی مانند Vaude، Holcim و Ørsted بررسی شده است تا نشان داده شود چگونه سازمانها میتوانند با تکیه بر چارچوبهای علمی، اثرات زیستمحیطی خود را بهتر شناسایی و مدیریت کنند و در عین حال برای تغییرات آینده و ریسکهای ناشی از آن آماده شوند.
دکتر غفور بخشی زاد در این مطلب با تأکید بر ضرورت اقدام فوری، نتیجه میگیرد که سازمانها نباید منتظر تکمیل همه شاخصها و مدلهای ارزیابی بمانند؛ بلکه باید با استفاده از بهترین شواهد علمی موجود، مسیر کسبوکار خود را به سمت پایداری، تابآوری و کاهش فشار بر نظام زمین هدایت کنند.
این مقاله یکی از مطالب تحلیلی و ترجمهای ویژهنامه «مدیریت» است که با نگاهی به چالشها و روندهای نوین مدیریت، پایداری و آینده کسبوکار در شهریورماه ۱۴۰۵ منتشر شده است.
📖 برای مطالعه کامل این مطلب و دیگر مطالب ویژهنامه «مدیریت»، فایل PDF این شماره را از لینک زیر دریافت کنید:








