این مقاله در ویژهنامه «مدیریت» شهریورماه ۱۴۰۵، اقتصاد چرخهای را نه صرفاً بهعنوان رویکردی زیستمحیطی، بلکه بهعنوان تغییری بنیادین در منطق خلق ارزش و ارزیابی مالی کسبوکارها بررسی میکند. در مدلهای خطی، معمولاً محصول تولید، فروخته و در نهایت دور ریخته میشود و بخش عمده تحلیل مالی نیز حول همان فروش اولیه شکل میگیرد؛ اما در مدلهای چرخهای، یک محصول یا ماده میتواند در چندین چرخه عمر به منبع درآمد تبدیل شود. به همین دلیل، استفاده از معیارهای مالی متداول ممکن است ارزش واقعی این مدلها را کمتر از واقعیت نشان دهد.
دکتر احسان وحیدیفرد توضیح میدهد که حرکت به سمت کسبوکار چرخهای، ساختار هزینهها و درآمدها را همزمان تغییر میدهد. طراحی محصولات بادوام، قابل تعمیر، ماژولار و قابل بازیافت و همچنین ایجاد سیستمهای لجستیک معکوس برای جمعآوری و بازگرداندن محصولات، معمولاً هزینههای اولیه بیشتری ایجاد میکند. از سوی دیگر، همین طراحی میتواند امکان ایجاد درآمد از طریق اجاره، اشتراک، تعمیر، بازفروش، بازسازی و بازیابی مواد را در طول عمر محصول فراهم کند. بنابراین، مقایسه صرف هزینه تولید اولیه با درآمد حاصل از نخستین فروش، بخش مهمی از ارزش اقتصادی این مدل را نادیده میگیرد.
مقاله برای سنجش این ارزش اضافی، مفهوم «ضریب سود چرخهای» (Circular Profit Multiplier) را مطرح میکند؛ شاخصی که تلاش دارد نشان دهد سرمایهگذاری اولیه برای طراحی چرخهای چگونه میتواند در طول عمر محصول به درآمدهای بیشتر، طول عمر بالاتر یا کاهش هزینههای تعمیر و بازسازی منجر شود. این نگاه کمک میکند هزینههای بالاتر طراحی و تولید در ابتدای مسیر، نه بهعنوان یک نقطه ضعف، بلکه بهعنوان سرمایهگذاری برای ایجاد جریانهای ارزش جدید در آینده دیده شوند.
موضوع مهم دیگر، ارزش باقیمانده محصولات و مواد است. در مدلهای سنتی، داراییها معمولاً با گذشت زمان مستهلک شده و ارزش آنها کاهش مییابد؛ اما در اقتصاد چرخهای، همان محصول میتواند پس از پایان استفاده اولیه همچنان ارزش اقتصادی داشته باشد. مقاله با اشاره به نمونه باتریهای خودروهای برقی توضیح میدهد که باتریهایی که دیگر برای استفاده در خودرو مناسب نیستند، ممکن است برای ذخیره انرژی ثابت بازسازی و دوباره مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین، ارزش واقعی دارایی را نمیتوان صرفاً با پایان عمر مصرفی اولیه آن سنجید.
دکتر احسان وحیدیفرد همچنین به بازاندیشی در مدیریت موجودی و داراییها میپردازد. در یک مدل خطی، افزایش فروش معمولاً به تولید و ورود موجودی جدید وابسته است؛ اما در مدل چرخهای، همان دارایی فیزیکی میتواند چندین بار برای ایجاد درآمد مورد استفاده قرار گیرد. مدلهای اجاره، اشتراک و «محصول بهعنوان خدمت» نمونههایی از این تغییر هستند؛ زیرا شرکت میتواند مالک یک محصول باقی بماند و از آن در طول زمان چندین جریان درآمدی ایجاد کند. نمونه Swapfiets و مدل اشتراک دوچرخه آن نشان میدهد چگونه افزایش عمر دارایی و طراحی برای تعمیر آسان میتواند هم هزینهها را کنترل کند و هم ظرفیت درآمدزایی را افزایش دهد.
مقاله در نهایت بر ضرورت گذار تدریجی و آزمایشی تأکید میکند. سازمانها نباید بدون آزمون و داده کافی، یکباره مدل کسبوکار خود را از الگوی خطی به چرخهای تغییر دهند. عرضه محصولات بازسازیشده، آزمایش مدلهای اشتراکی، جمعآوری داده درباره طول عمر واقعی محصولات و سنجش رفتار مشتری میتواند به شرکتها اجازه دهد فرضیات مالی خود را اصلاح کنند و سپس به سمت مدلهای پیچیدهتر حرکت کنند.
در مجموع، پیام اصلی این مطلب آن است که اقتصاد چرخهای فقط درباره کاهش ضایعات، بازیافت یا حفاظت از محیطزیست نیست؛ بلکه منطق مالی کسبوکار را نیز تغییر میدهد. در چنین مدلی، موفقیت نباید صرفاً بر اساس میزان فروش اولیه سنجیده شود، بلکه باید مشخص شود یک محصول یا ماده در تمام طول عمر خود چه مقدار ارزش ایجاد میکند، چه تعداد بار میتواند مورد استفاده قرار گیرد و چگونه میتوان از هر چرخه، درآمد و سود جدید استخراج کرد. سازمانهایی که این تغییر در منطق ارزشگذاری را درک کنند، میتوانند همزمان به اهداف پایداری نزدیکتر شوند و فرصتهای تازهای برای سودآوری بلندمدت ایجاد کنند.
این مطلب یکی از مقالات ویژهنامه «مدیریت» شهریورماه ۱۴۰۵ است که به پیوند میان پایداری، اقتصاد چرخهای، مدلهای کسبوکار، مدیریت مالی و بازطراحی شیوههای ارزیابی سودآوری میپردازد.
📖 برای مطالعه کامل این مطلب و دیگر مطالب ویژهنامه «مدیریت»، فایل PDF این شماره را از لینک زیر دریافت کنید:








