در ویژهنامه «مدیریت» شهریورماه ۱۴۰۵، صبا نصرالهی با بررسی تحولات عملیات انبار و زنجیره تأمین نشان میدهد که رشد تجارت الکترونیک و افزایش تقاضا برای تحویل سریع، شرکتها را به سمت استفاده گستردهتر از رباتها سوق داده است. بر اساس پیشبینی مطرحشده در مقاله، تا سال ۲۰۲۸ بخش بزرگی از انبارها و مراکز توزیع از انواع سامانههای رباتیک و اتوماسیون استفاده خواهند کرد. با این حال، افزایش تعداد رباتها بهتنهایی تضمینکننده افزایش بهرهوری نیست و بیتوجهی به نقش انسان، ایمنی کارکنان و نحوه تعامل میان دو طرف میتواند حتی مزایای اتوماسیون را کاهش دهد.
یکی از مسائل اصلی مقاله، چالش ناشی از سرعت و فشار عملیاتی در محیطهایی است که انسانها در کنار رباتها کار میکنند. تجربه شرکتهایی مانند آمازون نشان داده است که اگر سرعت و طراحی سیستمهای رباتیک بدون توجه کافی به تواناییهای جسمی و شرایط کاری کارکنان تعیین شود، فشار و فرسودگی نیروی انسانی افزایش پیدا میکند. از این منظر، مسئله مهم برای مدیران فقط این نیست که «چه چیزی را میتوان خودکار کرد»، بلکه این است که کدام وظایف باید به انسان سپرده شوند، کدام وظایف به ربات و چگونه میتوان این دو را در یک سیستم هماهنگ قرار داد.
مقاله برای پاسخ به این مسئله، میان قابلیتهای انسانی و میزان خودمختاری رباتها تمایز قائل میشود. انسانها همچنان در وظایفی که به قضاوت، سازگاری، خلاقیت، حل مسئله و برخورد با شرایط پیشبینینشده نیاز دارند، مزیت دارند؛ در حالی که رباتها در انجام فعالیتهای تکراری، دقیق، سنگین و قابلپیشبینی عملکرد مطلوبتری دارند. برای مثال، یک ربات میتواند جابهجایی قفسهها یا مرتبسازی بستهها را انجام دهد، اما در مواجهه با اقلامی با شکل، وزن یا وضعیت غیرمعمول، قضاوت انسانی همچنان اهمیت زیادی دارد.
در این چارچوب، مقاله چهار وضعیت مختلف همکاری را بررسی میکند. در برخی عملیات، ربات در نقش رهبر قرار میگیرد و انسان بیشتر نقش نظارت و رسیدگی به استثناها را دارد. در برخی دیگر، مانند بستهبندیهای پیچیده یا عملیات نیازمند قضاوت، انسان در نقش رهبر باقی میماند و ربات وظایف تکراری و کمارزشتر را بر عهده میگیرد. در سطح بعد، همکاری ابتدایی شکل میگیرد؛ همانند مدلهایی که در آن رباتها قفسه یا بسته را جابهجا میکنند و کارکنان اقلام موردنیاز را برداشت میکنند. اما هدف بلندمدت، حرکت به سمت همکاری پیشرفته انسان–ربات است؛ وضعیتی که در آن هوش مصنوعی بهطور مستمر عملکرد، شرایط محیطی و وضعیت کارکنان را تحلیل کرده و رفتار رباتها را با شرایط واقعی هماهنگ میکند.
یکی از مهمترین بخشهای مقاله به نقشی اختصاص دارد که هوش مصنوعی میتواند در این همکاری ایفا کند. در این نگاه، AI فقط ابزاری برای جایگزین کردن کار انسان نیست، بلکه میتواند نقش هماهنگکننده میان انسان و ربات را نیز بر عهده بگیرد. هوش مصنوعی میتواند با تحلیل اطلاعات محیطی، وضعیت کاری کارکنان و دادههای عملیاتی، مشخص کند که رباتها چه زمانی، با چه سرعتی و در چه مسیری حرکت کنند یا چگونه وظایف میان انسان و ماشین تقسیم شود.
در نهایت، صبا نصرالهی نشان میدهد که آینده انبارداری را نباید در یک رقابت ساده میان «انسان» و «ربات» تعریف کرد. مسئله اصلی، طراحی یک سیستم ترکیبی است که در آن سرعت، دقت و ظرفیت فیزیکی رباتها در کنار انعطافپذیری، قضاوت و خلاقیت انسان قرار گیرد و هوش مصنوعی نقش هماهنگکننده این دو را ایفا کند. موفقیت در چنین محیطی وابسته به این است که مدیران بهدرستی تشخیص دهند کدام تصمیمها را باید به ماشین سپرد، کدام وظایف همچنان به انسان نیاز دارند و چگونه میتوان این همکاری را با کمک داده و هوش مصنوعی بهصورت مستمر بهبود داد.
این مطلب یکی از مقالات ویژهنامه «مدیریت» شهریورماه ۱۴۰۵ است که به آینده عملیات، هوش مصنوعی، اتوماسیون، مدیریت نیروی انسانی و تحول مدلهای همکاری انسان و فناوری در سازمانها میپردازد.
📖 برای مطالعه کامل این مطلب و دیگر مطالب ویژهنامه «مدیریت»، فایل PDF این شماره را از لینک زیر دریافت کنید:








